DreMy LovE!
ینـی چی که دلتنگی ینیـ چی؟ .. دلتنگیـ معنی نداره کـــه... درد داره
انگار خامـــ بودنــد خیال هاییـ که به خوردمـ دادهـ بودبیـ
بعددوماه
میره سرمحل یه دخترخوشگل ردمیشه بهش تیکه میندازه یکی بهش میگه بابا این
خواهرکسیه که دوماه خونشون بودى بعدمیره پیشه رفیقش میبینه داره مشروب
میخوره میگه رفیق شرمنده من خواهرتونشناختم بهش تیکه انداختم رفیقش میگه
سلامتى رفیقى که دوماه خونمون بود ولى خواهرمونشناخت!
حـالا کـه میـخـواهـیـ بـروی لطفــا قـدمـهـایـت را تنـدتـر بـردار … دلـم را فـرستــادهـ ام دنبـالِ نخــود سیـــاهـ . . .
حــــالا پـــایت را از روی خـُـــرده هــــای دِلـــمـ بـَـــردار
نه چمدان داشت،نهـ روزنامه،نه چتــــــــر! عاشقشـ شدم،ازکجابایدمیفهمیدم مسافر است؟
دوستام هستنـ دیوونه ها محرم و با ... اشتباه گرفتنـ میرن فقط واسه الواتیـ و دید زدن ناموسـ مردم امسال از حرسم اصلا نرفتم پایِ دستهـ ولی فردا باید برمـ تاسوعاست خدایا کمکم کن که مثه اونا نباشمـ
در پرده اسرارفنا خواهی رفت.... می نوش ندانی از کجا امده ای... خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت دست به صورتمـ نزن می ترسمـ بیفتد.. نقاب خندانیـ که بر چهره دارمـ! و بعد .. سیل اشکـ هایم تو را با خود ببرد .. و بـــاز .. من بمانمـ و تنهــــاییـــ . . . . روزگـــــــــآر نَبودَنــَـــــت را بَرايَم ديـکـتـــِـــــه مي کُنَد وَ نُـمــــــــر ِه ي مَن بآز مي شَودَ صـــِــــــفر ... نَـبودَنــَــــــت رآ يآد نَگـِـرفتـــِــــه اَم ... اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی حتما برو، بی معطلی چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی . . . تو این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـنها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات . . . خیلی دوسش دارمـ تا زمانی که جان از بدن خارج شود "فراموش نکن که دنیا فانی است" خبر سیاه (خبر بد) زود باور می شود گفته بودی : فراموشم کند عکسهایی که پیش من مانده است و نامه ها را خواسته بودی ناراحت نباش عزیزم دیگر روبرویت ظاهر نمی شوم برای آخرین بار برایت می نویسم خاطره ها برایم کافی است فراموش نکن که دنیا فانی است خدایی که جان را داده است جان را می گیرد من چطور میتوانم تو را فراموش کنم تا زمانی که جان از بدن خارج نشده گل خشکیده ای پیدا کردم از میان نامه ها فقط آن را نگه میدارم آن را هم برایم زیادی نبین زیباترین عشق ها را سال های سال زندگی کردیم تمامی ترانه های حزن آلود خاطرات تو را به یادم می آورد فراموش نکن که دنیا فانی است خدایی که جان را داده است، جان را می گیرد من چطورمیتوانم تو را فراموش کنم تا زمانی که جان از بدن خارج شود بال و دستم( پرم ) شکست نه جایی دارم و نه سرزمینی راهم به دیاری غربت افتاد مثال پرنده های بی آشیانه ای سروقامتم! به خاطر تو خم میشوم بر این نوشته ( تسلیم این سرنوشت میشوم ) اگر پروردگار این چنین نوشته باشد خاک سیاه مرا کافیست ( به مرگ راضیم ) فراموش نکن که دنیا فانی است خدایی که جان را داده است، جان را می گیرد من چطورمیتوانم تو را فراموش کنم تا زمانی که جان از بدن خارج شود بعده کلی فکر و خیالـ دوبارهـ شارژ کردمـ آخه میخواستم دیگه هیچوقتـ نیام نت ولیـ... رفتیم مدرسهـ روز اولی بستنمون بهـ کار اونم چه کاراییـ کمبود بگنـ سرویسارم ... ولیـ کلی خندیدیمـ دم مدیرمونـ گرم اینیم کهـ نشسته بندهـ هستمـ:)(حذف کردیم بیریخت بودیم چونـ) ببخشیدا فعلا باباییـ
گفتمJ رو به راهم ! :) نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای ...:( ج ندادمـ !!! دوستام میگویندـ پسر خیلی خنگیـ اوشون اذیتشم باحالهـ ولی به طرز فاحشیـ رو دوستای نتیم بیشتر از دوستایـ واقعیمـ وابستمـ شاید از بس خوبین |||: ولی من دیگه عاشق این عینکممـ ... حالا باید بیشینم دوباره جزوهـ بینویسم اونم از روی بدخطاییـ مثه اکبر دخترا باسلیقنـ ولی بمیرمم دیگهـ از هیچ دختری دفتر نمیگرمو هیچ دفتری نمیدمـ حســـــ ــابی سوژه خنده دوستان شده سلیقمونـ تو سراپا ادعایی عزیزم انکار نکن! عشقت را چشیدم طعم کشک میدهد ! من بازم بد شانسیـ اووردم!!! یادتونه گفته بودم تازگیا از یکی خوشم اومده؟ اسمش سمیرا بود ||: همکلاس هستیم باهم هفته ای سه بار کلاس ریاضی داریم چن روز پیش ازم دفتر ریاضیمو گرفته بود دیروز کهـ دفترو وا کردم دیدم نوشته بود بابا شماره ای چیزی بنویس دفترتـ دیگه!!! امروز صبح از اول کلاس تا اخرشـ زل زده بود بهمـ منم کهـ خجالتی همش زمینو نیگا میکردمـ آخر کلاسـ گفت:آقآ مهدی مساله ای که آخر دفترتون نوشته بودم حل کردین؟ منم راسشـ کمکمک ازش خوشم اومده بود!! گفتم الانـ (با کمی مکس و گیجیـ(آخه لامصب خیلی خوشگله ادم که نیگاش میکنه نمیتونه چشم برداره ازش)) شمارمو نوشتم اخر دفترم دفترو دادم بهشو با رفقا اومدیمـ پایین از شانس بدیا خوبـ من بدبخت عینکم بالا جا مونده بود برگشتمـ بیارمش که دیدم دخترا دارن توو کلاس هنو میحرفن خجالت کشیدم برم تو آخهـ رو میز دراز کشیده بودن خانوما داشتم میومدم پایین که... سمیرا(درحالی که دفترمو با غرور نشونـ بقیه میده):دیدین گفتم میگیرم ازش؟حالا هی میتونیم اذیتش کنیم مثه فرشید خدا انصاف بده اخ مگه من باهاشون چیکا کردم؟ در زدم رفتم تو دفترو ازش گرفتم عینکو برداشتمـ صفحه آخروپاره کردم گذاشتم جیبم دفترو انداختم سطل آشغالـ الانم دار هی اس میده که دوسم داره حالا چیکا کنم به نظرتون ؟!؟ اشکهایم که سرازیر میشوند...... برهنهـ میبوسیمـ برهنه میمیریم... با این همه عریانیـ اما دل هیچکس پیدا نیستـ!!! لطفا هیـ نپرس دلتنگیـ چه معنی دارد ؟ گاهی اوقاتـ همینی كه هستم را دوستـ داشته باش... وگرنه بهتر از اینـ را كه همهـ دوست دارند. من می بافم … او نیز می بافد … من برای او کلاه تا سرش را گرم کنم او برای من دروغ تا دلم را گرم کند ... سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟ آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند . . . ؟ . پ ن:بدجور دلمـ گرفتهـ .!.

هَمـــه هـــورا کشیـدنــد...


مهدی جان ، آیا شود روزی از لب های شیرین تو بشنوم ، ارفع راسک یا حر...
در یخچال را باز می کند
عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...
هَنـــــــوز



آخه این انصاف نی چرا باید همش دفتر دخترا تمیزتر از پسرا باشه؟!؟!
عجیب سرد است هوای
نبودنت
دلتنگی معنیـ ندارد ...
درد دارد ...!!


و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!![]()
| [-Design-] |






.jpg)
.jpg)
